نکته اینجاست که واقعا هیچ کشوری و ملتی به پیچیدگی ملت عزیز ایران نیست .

شب بود و مثل خیلی از زمانهای تکراری زندگیم سوار ماشین شدم و رفتم تو خیابون ، یک آقایی و دیدم و براش چراغ زدم ،دست تکون داد ، جلوی پاش ترمز کردم و سوار شد ، گفتم سلام شب خوش ، (!) ، قربان موسیقی براتون بزارم ، (!) ، چند دقیقه گذشت و گفتم کجا تشریف میبرید گفت ...‌ میرم .

تقریبا از اونجایی که سوار شده بود تا مقصدش ۳۰ دقیقه راه بود .

گفتم میبرمتون ، گفت نه متشکرم من نزدیک مترو پیاده میشم ، از اونجایی که خیلی دوست دارم شخصیت آدم هارو ببینم و چیزهای زیادی یاد بگیرم گفتم مشکلی نیست من مسیرم همونجاس و مسافرکش نیستم اگر دوست داشتید میتونیم با هم بریم ...

و عکس العمل شون چقدر عجیب بود انگار این آقا دوباره متولد شده، خیلی خوش صحبت ، خوش برخورد و البطه خیلی خیلی گرم با کمی لبخند ! نه آقا مزاحم نمیشم ، و من با  تعجب فراوان از این همه تغییر ناگهانی گفتم نه چه مزاحمتی !؟ تا اونجا زمان زیادی هست و چه بهتر با یک همسفر خوب گپی هم بزنیم تا متوجه طول راه نشم! با کلی احترام گفت بله دقیقا ، و شروع کرد تا مقصد یک ضرب و بدون وقفه صحبت کرد و من همچنان در تعجب این تغییر ناگهانی رفتار اون آقا تند تند دنده هارو کم و زیاد میکردم.

خیابان پس از خیابان و کوچه بعد از کوچه تا سر کوچه ای که منزلشون بود توقف کردم و ایشون پیاده شدن، دست کردن داخل جیبشون و گفتن اجازه بدید حداقل پول بنزینتونو حصاب کنم ، تشکر کردم و گفتم نه نیازی نیست مسیرم همین نزدیکیه و باید این مسیرو میومدم ، اگر اجازه بدید زودتر برم خونه تا نگران نشن ، شب خوش !

و کلی تشکر و تعارف های پی در پی هر دو.

.

.

.

چرا واقعا ؟ 

اتفاق بینگ بنگ هم با این سرعت نبود.

 هرچی خواستم متوجه بشم کجای کارم اشکال داره که چنین اتفاقی رخ داد متوجه نشدم.

کلا آدم ها خوب هستم اما چرا بد ترین منظره درونی خودشونو در اولین برخورد نشون میدن؟

بعضی از رفتار ها در اولین برخورد دقیقا بوی جوراب یک کوهنورد و میده که بعد از ساعت ها پیاده روی کفشاشو در میاره ، بسیار آزار دنده و زننده، بیایم اینجوری نباشیم .

موفق ترین آدمها در اولین برخورد دست نفر مقابل و چند لحظه میفشارن به چشمهاشون نگاه میکنند و با لبخند میگن خوشحالم از دیدنت.